شوقات: قصه و افسانه
 
 
وب نوشتهاي يوسف نيك فام
 

يوسف نيک فام در گفتگوي اختصاصي با وقايع استان
فرهنگ بومي، دغدغه محقق و نويسنده اراکي

فرهنگي- سميه انصاري فر: دغدغه فرهنگِ بومي نکته مهمي است که در بيشتر موارد از آن غفلت شده است. در اين ميان هستند هنرمندان و پژوهشگراني که به دور از هياهو فقط و فقط با انگيزه شخصي به معرفي و ارتقاي فرهنگ بومي خود و ديارشان مي­پردازند. يوسف نيک فام يکي از اين چهره هاست. وي تاکنون هفت مجلد کتاب در خصوص موضوعاتي مرتبط با اراک در زمينه فرهنگي و سياسي تاليف و گردآوري کرده است. مردي که به زعم دوري از اراک هنوز قلبش براي اين شهر مي­تپد و مي­خواهد که نام اراک و مردان و زنان بزرگش بر اثر بي توجهي در زير سايه پايتخت نماند. وقايع در گفتگويي با وي به شرح دل مشغولي­ها و فعاليتهايش در يک دهه گذشته پرداخته است.

***

- آقاي نيک فام اصولاً شما را به عنوان فردي مي­شناسند که بيشتر کارهايتان در زمينه اراک و فرهنگ آن است، اين نگاه از کجا مي­آيد؟

بله تمرکز بيشتر آثار من به طور ويژه بر روي فرهنگ بومي اراک بوده است و کارهايي که در اين زمينه بايد مي­شد و تاکنون نشده است. قطعاً تمرکزي که در تهران است و مواردي که درباره­اش کار شده در اراک جاي خالي­اش حس مي­شود و بايد اين نکته را درک کرد که ايران در تهران خلاصه نشده است. مثلاً تاريخ مشروطه در تهران بررسي شده است ولي کسي آن را از ديد شهرستانها بررسي نکرده است. کسي نمي­داند که در زمان مشروطه در اراک چه خبر بوده؟ و اينکه آيا تاثيراتی بر روي اين شهر گذاشته و اگر گذاشته آنها چه بوده است. من با اينکه از اراک دور هستم تمام تلاشم اين است که به مسائل و حوادثي که در اراک رخ داده و به آن پرداخته نشده، بپردازم. به عنوان مثال آيا کسي در خصوص ورزش اراک کاري انجام داده است مثلاً درباره واليبال در اراک تحقيق کنيم و ببینم که در گذشته چه تيمهايي بودند و مسابقات آن چه طور برگزار مي­شده است.

همين حالا هم در اراک اتفاقها و رخدادهاي مهمي مي­افتد که اصولاً ناديده گرفته مي­شود، و حتي مطبوعات و رسانه­هاي استان نيز به آن نمي­پردازند، تيترهاي رسانه­های استان بيشتر تيترهاي کشوري است و اگر هم استاني باشد به مسائل تک بعدي پرداخته مي­شود و نمي­دانم چرا به هنرمندان و افراد و اقدامات تاثيرگذار شهر پرداخته نمي­شود.

- به نظر شما دليل اين نگاه از سوي رسانه­ها چيست؟

ديدگاه و دغدغه بسيار مهم است. بخش اعظم تمرکز رسانه­ها شايد به يک بخش باشد و چون اراک پايگاه صنعتي است از ديگر وجوه شهر غفلت شده باشد، بي شک اگر اراک خوب شناخته شود ديگر ظرفيتهايش نيز شناخته مي­شود که نمي­توان به آن نپرداخت. البته نبايد از اين واژه شهرستاني بودن که اين روزها بر لب بسياري شنيده مي­شود به راحتي گذشت. متاسفانه برخي فکر مي­کنند اگر به شهرشان توجه کنند چون شهرستان است، بي کلاسي است؛ پس بهتر است براي ارتقا رسانه­شان به فلان هنرمند کشوري بپردازند. به آن آقا و يا خانم که همه مي­پردازند پس شما وظيفه­ات به عنوان رسانه محلي چيست؟ اگر اينطور بود که نمي­رفتي و مجوز استاني نمي­گرفتي. به نظر من بايد شهرستاني­ها با اعتماد بنفس به معرفي خود بپردازند و حرفی براي گفتن داشته باشند و هنرمندان و فرهنگيان در شهرستانها جدي باشند، ببينيد در صدا وسيماي استانهاي ديگر سريالها با زبان و لهجه بومي ديده مي­شود ولي اين مسئله در صدا و سيماي اراک نيست و در بهترين ساعات سريالهاي تکراري نشان مي­دهند، حتي در کتابخانه­هاي شهر نيز آثار نويسندگان اراکي ديده نمي­شود. دنياي امروز دنياي يک صدا و يک آدم نيست و همه بايد صدايشان را به گوش ديگران برسانند. از طرفي پيشينه در شهر ما مغفول مانده فقط به حوادث کنوني توجه مي­شود و اصلاً به اينکه پيشينه آن و منبع و سرچشمه آن کجاست توجه نمي­شود مگر مي شود يک رويداد، ناگهاني و در يک سطح پيش آمده باشد. در يک کلام بايد هدف و انگيزه معرفي شهر رفع مشکلات و بيان دغدغه­هاي بومي باشد.

- به نظر شما نقش مسئولين در اين راستا چيست؟

قطعاً فقط نقد به رسانه­ها و محققان وارد نيست، مديران و متوليان شهر خصوصاً در زمينه فرهنگي نيز بايد دغدغه بومي داشته باشند و شهرشان را به خوبي بشناسند و براي ارتقايش تلاش کنند. البته من معتقدم کارهايي که به طور مستقل و جدا از سازمانها و مراکز دولتي به پژوهش در خصوص فرهنگ و تاريخ پرداخته، هميشه کيفيت بالاتري داشته زيرا برخي مسائل بر نگاه و انگيزه مولف غالب نمي­شود و فقط دغدغه اوست که مطرح مي­شود.

البته باز هم خاطرنشان مي­شوم که آسيب اصلي نگاه تک بعدي است و اينکه اراک فقط از يک ديد که پايگاه صنعتي است سنجيده مي­شود، براي همين فرهنگ، هنرمندان و پيشينه فرهنگي اراک در بي­توجهي ماندند، شايد جالب باشد که بدانيد اراک در زمان رضاخان چاپخانه داشته است، پس فرهنگ و چاپ روزنامه در آن زمان مهم بوده است. روزنامه­هايي چون نامه اراک و نامه عراق گواه اين امر است. اراک زماني فرهنگ غالب داشته است که دارد از بين مي­رود، دور بودن از هياهوها و افتخار به شهرستاني بودن نگاهي است که بايد ميان رسانه، هنرمندان و مسئولين حاکم شود.

- از آغاز اولين کارتان و ادامه مسير و دغدغه­تان بگوييد.

اينکه چه شد که کار را آغاز کردم در واقع من هم خيلي به اين مسئله که به شهر خودم بپردازم توجه نداشتم، تصميم داشتم در خصوص سعدي و طنز در آثار او تحقيق کنم؛ همان زمان يکي از دوستان فرهنگي و فرهيخته من آقاي ذبيحي پيشنهاد داد که درباره طنزآوران شهر خودمان تحقيق کنم زيرا در خصوص سعدي بسيار پژوهش شده و همين جرقه ورود من به اين عرصه تاکنون بوده است.

- منابع کار خود را چطور بدست آورديد؟

من يک محقق و پژوهشگرم و کارم جستجو است. براي اين کار در بخشهاي مختلف مطالعه داشتم، نشريه­هاي قديمي استان از جمله نامه عراق و نامه اراک را مطالعه کردم. يک سال وقت گذاشتم با افراد با سابقه مصاحبه کردم و نتيجه آن «طنزآوران اراک» شد، گردآوري­اي که تاليف هم هست. اين کتاب در سال 81 چاپ شد با تيراژ دو هزار مجلد که در آن زمان قابل توجه بود، از کتاب هم استقبال خوبي شد؛ ولي به دليل بي تجربه­گي من کتاب به ناشر بي­تجربه داده شد و از نظر شکل و فرم خوب در نيامد؛ اما با توجه به بازخورد خوبِ آن که هنوز هم خيلي­ها دنبال کتاب هستند. تصميم به تصحيح و چاپ مجدد آن با توجه به نقدهايي که شده هستم.

- آقاي نيک فام گويا به غير از دغدغه پژوهش، به طور ويژه به کار داستان نويسي نيز مي­پردازيد، در اين خصوص و آثارتان بيشتر توضيح دهيد.

من به غير از پژوهش در زمينه داستان نويسي نيز کار کرده، دغدغه نوشتاري من منجر به نوشتن کتاب دومم به نام «درد مشترک» شد. در اين کتاب هفت قصه از مشاهير استان مرکزي چون اميرکبير، حسابي و.. آمده است. دغدغه اصلي من در اين کتاب اين بود که با زبان ساده با مخاطب ارتباط برقرار کنم و با داستان و پي رنگ ساده لحظه­هايي از زندگي آنها را بياورم که بخشي واقعي و قسمتي نيز زاييده تخيل من بود. درد مشترک در سال 85 با تيراژ دو هزار مجلد چاپ شد؛ ولي به اندازه طنزآوران اراک مورد اقبال قرار نگرفت.

در زمينه داستان نويسي دلمشغولي زيادی داشتم سومين اثرم «دستان» کار و مجموعه تحقيقي در مورد داستان نويسي در استان خصوصاً اراک بود. اين کار تحقيقي دو سال زمان برد و با تيراژ دو هزار مجلد در سال 85 چاپ شد. ابتدا تمرکز من بر اين بود که هر داستاني که در نشريات استان و کشور چاپ شد پيدا کنم، سپس کتابهاي منتشر شده را معرفي کنم البته تا بازه زماني پايان سال 81، در اين کتاب، بررسي نقد و تحليل کلي داستانها آورده و سعي شد برخي از آنها در کتاب چاپ شود. دستان که همان داستان است تنها منبع کنوني در مورد داستان نويسي استان است که در جشنواره حوزه هنري در بخش کتاب تدويني در آن سال مقام اول را کسب کرد.

ديگر کتاب من در زمينه داستان نويسي کتابچه جيبي«روز سينما » بود. در اين کتاب سه داستان کوتاه که در اراک رخ مي دهد آمده و مخاطبش نيز نوجوانان است.

- در خصوص «اراک نامه» بگوييد.

کتاب اراک نامه مجموعه مقالات تحقيقي و ادبي مرتبط با اراک است که در سال 91 منتشر شد. در اين کتاب من هشت مقاله در زمينه­هاي مختلف از سياه بازي در اراک، نقد دو کتاب داستان و نقد داستان نويسي در اراک، دو آيين نمايشي قديمي، اولين مدرسه دخترانه اراک، حزب خران در اراک و همچنين در خصوص يکي از نمايندگان اراک حاج اسماعيل عراقي آمده که با تيراژ هزار نسخه به چاپ رسيد.

- در خصوص دو کتاب آخرتان «خاطرات روزهاي سرکشي» و «گردش روزگار بر عکس است» توضيح دهيد، و اينکه آيا خاطرات روزهاي سرکشي متفاوت تر از کتابهاي ديگر است؟

خاطرات روزهاي سرکشي گوشه­هايي از زندگي تقي مکي نژاد يکي از اعضاي گروه 53 نفر است. وي از اراکي­هايي است که از 18 سالگي به تهران رفت و در اولين دوره­اي که دانشکده فني دانشجو مي­گرفت، پذيرفته شد. مکي نژاد در دوره رضاخان به گروه 53 نفر مي پيوندد و در حزب توده حضور فعال داشته. تلاش کردم خاطرات، بخشي از مقالات وي در نشريات و گفتگوي او با کاوه بيات را تنظيم کرده و در اين کتاب بياورم.

اين کتاب نيز کاملاً تحقيقی بود ولي شايد تفاوتش اين بود که خواسته بودم که فراتر از گستره بومي حرکت کنم و کتاب به نوعي فرا بومي بود، زيرا گوشه­هایي از تاريخ حزب توده و گروه 53 نفر را در دل خود دارد. و«گردش روزگار بر عکس است(خاطرات شفاهي محمدحسين جمالزاده)» جزو آخرين کتابهاي منتشر شده من است. در سال 91 با محمدحسين جمالزاده يکي از عکاسان قديمي اراک گفتگوي بلندي داشتم. قصد من اين بود که علاوه بر پرداختن به زندگي حرفه­اي به زندگي شخصي وي نيز بپردازم. هنرمند عکاسي که عکسهاي ناب و منحصر به­فردي از دوران انقلاب در اراک دارد و گاه فقط در مناسبتها و محفلها از او ياد مي شود و تاکنون تلاشي براي معرفي وي به اين شکل نشده بود.

اين اواخر نيز پژوهشي براي حوزه هنري استان انجام داده ام که با عنوان تاريخ شفاهي انقلاب در اراک در دست چاپ است. تاکنون در خصوص رخدادهاي انقلاب در اراک تحقيقي نشده و بيشتر در حد مقاله بود. در اين کتاب ريشه­ها و علل، گذشته سياسي انجمنها و احزاب در اراک، گفتگو با فعالان انقلاب از همه گروه­ها و دسته­ها. کار آماده است.

- و در آخر نکته يا حرفي که باقي مانده است.

تاکنون هفت کار در خصوص اراک منتشر کرده­ام و هيچ گاه نهاد و سازماني از من حمايت نکرده است به خصوص متوليان اصلي فرهنگي استان. البته ناگفته نماند حوزه هنري اين اواخر حمايتهايي داشته است. هيچ کدام از کتابهاي من هرگز رونمايي نشد و جز در مورد دستان و طنزآوران اراک، جلسه نقد و بررسي براي هيچ کدام از کتابهايم گذاشته نشد، خيلي از کتابهاي من به دليل همين سکوت چه از سوي رسانه­ها و چه مسئولين مورد بي مهري قرار گرفت. يادم است کتاب دستان را زماني که هنوز يک تحقيق بود به ارشاد بردم ولي به آن توجهي نشد در حالي که الان منبع اصلي در خصوص داستان نويسي استان است. هرچند که من براي دلِ خودم و با توجه به دغدغه­ام کار مي­کنم و نيازي به تعريف و تمجيد ندارم، ولي قطعا نقد و بازخورد به ارتقا سطح کيفي آثار من کمک و معرفي آثار من نيز مي­تواند براي علاقمندان تاريخ اراک که دنبال منبع هستند، مفيد باشد. و در آخر فقط مي­توانم بگويم بايد به اراکي بودن خود افتخار کنيم.


برچسب‌ها: اراک, کتاب گردش روزگار بر عکس است, کتاب خاطرات روزگار سرکشی, کتاب اراک نامه, کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

اولین نمایشگاه عکس اراک کی برگزار شد؟

اولین نمایشگاه عکس در اراک در سال 1354 به همت محمدحسین جمالزاده برگزار شده است.

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی، کتاب «گردش روزگار بر عکس است»  که به خاطرات شفاهی محمدحسین جمالزاده عکاس پیشکسوت اراکی پرداخته جزئیات برگزاری اولین نمایشگاه عکس در اراک را از قول وی تشریح کرده است.

 جمالزاده در این کتاب که به تازگی به کوشش یوسف نیک‌فام منتشر شده می‌گوید: «با برادرم براي اولين بار در اراك در حدود سال 1354 در سالن شهرداري، نمايشگاه عكسی برگزار كرديم. اين نمايشگاه با حمايت اداره فرهنگ و هنر بود. براي بازديد از فرماندار، شهردار و رؤساي ديگر ادارات دولتي دعوت كردند. برادرم براي همكاران عكاس كارت دعوت برد، تا آنها نيز شركت كنند.

 يكي از آنها، برادرم را مسخره كرده بود و گفته بود كه ما اجازه برگزاري نمي‌دهيم و آن را به هم مي‌زنيم. نمايشگاه دائر شد و به رئيس فرهنگ و هنر، جريان تهديدات را گفتيم. آن موقع، حفاظت اطلاعات شهرباني مأمور مخفي داشت. پليس هم بود. رئيس فرهنگ و هنر به آنها گفت كه مواظب همه چيز باشند و نگذارند نظم نمايشگاه به هم بخورد و زمان آمدن رؤسا به كسي بي‌احترامي نشود.

 سر ساعت مقرر فرماندار، شهردار، رؤساي ادارات و رئيس فرهنگ و هنر هم آمد. نمايشگاه با حضور آنها افتتاح شد. خيلي خوشحال بودند كه چنين نمايشگاهي براي اولين بار در اراك برگزار شده. موضوعات عكس‌هاي نمايشگاه، آثار و ابنيه تاريخي اراك و اجتماعي بود. تعدادی از عكس‌ها چهره بود. پرتره به صورت سايه روشن گرفته بوديم.

 زير عكسی نوشته بوديم:«سريع زندگي كن، سخت دوست بدار و جوان بمير!» خيلي‌ها اعتراض كردند كه چرا نوشته‌اي جوان بمير. گفتيم كه جوان بمير، منظور اين نيست كه بايد حتماً جوان باشي و بميري. بلكه منظور اين است كه دلت جوان باشد. پير باشي، اما دلت جوان مانده باشد.

 يا مثلاً در عکسی يك نفر خوشحال بود و قطره اشكي در صورتش بود و زير عكس نوشته بوديم: «اشك شوق قطره‌اي است از محبت.»

 زيرنويس‌ها را با يونوليت به صورت برجسته درآورده بوديم و داده بوديم، يكي از دوستان نوشته بود. زيرنويس‌ها خيلي مورد استقبال بازديدكنندگان قرار گرفت. قطع عكس‌ها 30 در 40 و سياه و سفيد بود. به صورتي شكيل قاب شده و روي ديوار سالن شهرداري تنظيم شده بودند. آن موقع سالن ديگري نداشتيم و اغلب مراسم در همين سالن شهرداري انجام مي‌شد. سخنراني‌ها و ميتينگ‌ها و هر برنامه ديگري در آنجا برگزار مي شد. حدود شصت عكس بود كه من و برادرم در آن مشارکت داشتیم...»

 گردش روزگار بر عکس است به شمارگان هزار نسخه و در 90 صفحه چاپ و منتشر شده است.


برچسب‌ها: اراک, کتاب گردش روزگار بر عکس است
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
معرفی کتاب خاطرات روزگار سرکشی(گوشه هایی از زندگانی تقی مکی نژاد یکی از اعضاء گروه پنجاه و سه نفر و از فعالان حزب توده ایران) در سایت ناشر کتاب :

 http://shirazehketab.net/tarikh-moaser-Iran/sarkeshi.php


برچسب‌ها: کتاب خاطرات روزگار سرکشی
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

اتمام نگارش «در سرزمین حافظ و سعدی» توسط یوسف نیک‌فام

یوسف نیک‌فام نگارش کتابی با نام «در سرزمین حافظ و سعدی»، درباره سفر تاگور به ایران را به پایان رساند.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، یوسف نیک‌فام نگارش کتابی با نام «در سرزمین حافظ و سعدی»، درباره سفر تاگور به ایران را به پایان رساند.

رابیندرانات تاگور، فیلسوف، شاعر و نویسنده هندی در سال 1311 خورشیدی به ایران سفر کرد. وی در روز 24 فروردین ماه به دعوت وزارت فرهنگ از طریق بوشهر وارد ایران شد و به ترتیب چند روزی را در شهرهای بوشهر، شیراز، اصفهان و تهران گذراند. این شاعر هندی در این سفر به دیدار آرامگاه حافظ، سعدی، تخت جمشید، مساجد بزرگ اصفهان و ساختمان مجلس شورای ملی رفت.

وی در گردهمایی‌ها و مجالس متعددی در تهران شرکت جست. در این سفر، پراتیما دیوی(devi pratima) عروسش، چاکراوارتی(chakravarti) منشی، دینشاه ایرانی رئیس انجمن زرتشتیان ایران در بمبئی و عبدالحسین سپنتا به عنوان مترجم وی را همراهی می‌کردند.

تاگور در خطابه‌هایش به وحدت ن‍‍‍‍ژادی و فرهنگی دو ملت ایران و هند پرداخت و به تجلیل از مقام شاعری حافظ و سعدی سخنانی ایراد کرد.

تاگور و همراهانش حدود  34 روز در ایران بودند و پس از عبور از مسیر قزوین، همدان و کرمانشاه عازم بغداد شدند. صنوف مختلفی از مردم، حضور تاگور را گرامی داشتند. در این سفر شعرا و ادبای نام‌آور ایرانی با قلم خود تاگور را ستودند و از وی تجلیل کردند. کسانی همچون علی‌اکبر دهخدا، ملک الشعرای بهار، رشید یاسمی، لطفعلی صورتگر، عبدالحسین سپنتا و دیگران قطعات منظومی در بزرگداشت او سرودند.

به تازگی از یوسف نیک‌فام کتاب‌های «گردش روزگار برعکس است(خاطرات شفاهی محمدحسین جمالزاده)» و «خاطرات روزگار سرکشی(گوشه‌هایی از زندگانی تقی مکی‌نژاد یکی از اعضاء گروه پنجاه و سه نفر و از فعالان حزب توده ایران)» وارد بازار نشر کشور شده است.


برچسب‌ها: کتاب در سرزمین حافظ و سعدی, کتاب گردش روزگار بر عکس است, کتاب خاطرات روزگار سرکشی
 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم آذر 1393ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 

انتشار تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک

مسئول دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان مرکزی از انتشار تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک خبر داد.

مسئول دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان مرکزی از انتشار تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک خبر داد، به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان مرکزی مریم طالبی اظهار داشت: حوزه هنری به منظور آشنایی بیشتر آحاد جامعه و به ویژه نسل جوان با حوادث انقلاب اسلامی و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن دوران، اقدام به جمع آوری تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک نموده است. وی افزود این اثر توسط یوسف نیک فام گردآوری و تدوین شده و به زودی توسط حوزه هنری استان مرکزی به چاپ خواهد رسید. پیشینه فعالیتهای سیاسی از مشروطه تا انقلاب اسلامی، نقش احزاب در سالهای 1320 تا 1357 در اراک، حرکات و اعتراضات مردمی طی سالهای 1287 تا 1357 در اراک، خاطرات شفاهی فعالان انقلاب اسلامی و همچنین معرفی شهدای انقلاب در اراک از مهمترین عناوینی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.


برچسب‌ها: اراک, کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر 1393ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا