تبليغاتX
شوقات: قصه وافسانه
 
شوقات: قصه وافسانه
 
 
وب نوشتهاي يوسف نيك فام
 

    مجموعه یک فیلم یک تجربه( سری دوم) با نمایش مستند پشت آتش سبز ساخته آزاده بیزار گیتی آغاز شد.این فیلم درباره فیلم سینمایی آتش سبز ساخته محمد رضا اصلانی و چگونگی ساخته شدن آن است. در این فیلم با کارگردان بازیگران فیلمبردار آهنگساز و تهیه کننده آتش سبز گفت و گو شده است. این فیلم به زودی در چهارمین جشنواره فیلم پروین اعتصامی در خانه هنرمندان نیز به نمایش درخواهد آمد.

   فیلمهای مستند یک فیلم یک تجربه را می توانید روزهای پنجشنبه هر هفته ساعت ۲۱:۱۵ و تکرار آن را روزهای جمعه ساعت ۱۴ از شبکه چهار تماشا کنید.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
دست ساخته ها" چندبار به طورپراکنده از شبکه ی چهار سیما پخش شده است.کاش منظم تر پخش می شد.صنایع دستی به عنوان بخش مهمی از تولیدات فرهنگی بسیار مورد توجه فیلمساز ها بوده است.جایگاه ویژه‌ی این پدیده در جامعه‌ی سنتی و گرایش های مدرن آن در میان هنرمندان معاصر و تاثیر غیر قابل انکار آن در مبادلات بازار و صادرات به توجه دائم بر آن منجر شده است.اگرچه سالهاست که وضعیت این پدیده به دلیل رکود بازار و شاید عدم توفیق یافتن بازارهای مهم جهانی در حالت مناسبی قرار ندارد. مجموعه ی مستند دست ساخته ها دور دیدگاه های بازار و اقتصاد و با پرهیز از ارائه‌ی آمار و ارقام و توصیف تبلیغاتی صنایع دستی ایران، به حضور انسان و دست هایش در خلوتی که منجر به تولید کالای فرهنگی می شود، می پردازد.دست ساخته ها مجموعه مستند های کوتاهی است که موضوع هر قسمت  یکی از صنایع دستی ایران است اما کمی بیشتر ازپرداختن به موضوع خود، می کوشد تا به اصالت پدیده ی "فیلم" بیندیشد. فیلمساز با گذشته‌ ا ی که در فیلم کوتاه دارد تک تک قسمت ها را به سوی سینمای کوتاه سوق می دهد. بنابراین تصویر و صدا بیش از آنکه برای پخش در  یک رسانه ی خانگی طراحی شده باشد، برای شنیده شدن در سکوت و با تمرکز سامان یافته اند. هر قسمت با توجه به رنگ غالب در محصول دستی حاصله با همان رنگ غالب ساخته شده‌است. یعنی وقتی موضوع مسگری است رنگ غالب مسگون است و زمانی که موضوع منبت است رنگ غالب به رنگ چوب. و اگر موضوع آهنگری باشد رنگ فیلم سرد و سیاه. صدا ها متمرکز بر صداهای نزدیک هستند و به جای موسیقی صدای فعالیت ساخت اثر شنیده می شود و موسیقی بر خلاف عرف تلویزیون موسیقی سنتی نیست که اگر ایرانی باشد موسیقی سمفونیک ایرانی و اگر نباشد کلاسیک، مدرن و یا پست مدرن اروپا و آسیاست.
دست ساخته ها تکیه بر کشف فرم دارد .فرمهای نهفته در صدا و تصویر.
نمایش آثار مستند فرمالیستی که یک نوع از انواع مستند پذیرفته شده در جهان می باشند، در تلویزیون ایران که موضوع محور است نکته ای است جالب توجه.
شاه حسینی پیش از این سه مستند کوتاه را برای انجمن سینمای جوان ساخته است که همین موضوعات را داشتند.قلم زنی ( نقش)،سفالگری(چرخ)و کمانچه(کمانچه). این سه مستند تجربیاتی بودند که منجر به ساخت این مجموعه ی تلویزیونی شدند.البته ساخت سازهای سنتی به دلایلی در تلویزیون نتوانست در فهرست بخش های این مجموعه قرار گیرد.
مجموعه مستند های صنعتی دانشگاه اراک در سال 1380و 1386کارهای دیگری بودند که در مدت زمان کوتاه و بلند برای معرفی گذشته و عمران این دانشگاه توسط وی ساخته شدند و مجموعه ی علمی،آموزشی "برش" سال 1378  توسط وی از شبکه ی یک پخش شد.
   شاه حسینی، سی و شش سال پیش، بیست و یک آذر ماه  در یک صبح برفی در محله‌ی باغ شاه اراک در سرمای سال 1351 به دنیا آمد و به قول خودش کودکی اش پشت میز های کهنه دبستان خیام و در حسرت داشتن بسیاری از مواهب گذشت که یکی از آن ها دیدن یک فیلم در سالن تاریک سینمای شهر بود. کاری ممنوع و غیر قابل تصور. اما مثل خیلی از ممنوعیت ها  در خفا شکسته می شد و با احساس گناه به توبه می انجامید! سال های مدرسه و جذبه‌ی جادویی سینما که هر کودکی را می تواند به دنبال خود بکشد او را به دنبال خود می‌کشد. سال 1367 انجمن سینمای جوان در اراک به راه افتاده است و چیزی که برای بسیاری به این منوال پیش می آید برای او نیز رخ داد و وارد فیلمسازی کوتاه شد. تصور می کرد به انتهای حسرت های خود نزدیک می شود اما می گوید: « تازه فهمیدم که آغاز حسرت ها اینجاست، نصف روز درس و نصف دیگر سینما.همه چیز ما شده بود همین.شب ها روی کاغذ های فیلم نامه به خواب می رفتم و روز را به انتظار تمام شدن درس های خشک رشته ریاضی و فیزیک به سر می بردم.تا به خانه بیایم و در تاریک خانه من درآوردی که در دخمه ای در خانه قدیمی مان  درست کرده بودم و با آگراندیسور که خود ساخته بودم مثلا چیزی شبیه عکس را چاپ کنم».
« می خواستم بدانم» اولین فیلم هشت میلیمتری  را در سال 1367 می سازد. دیگر هر شش ماه بود و یک فیلم هشت میلیمتری. او می گوید :«آن وقت ها می خواستیم با دوربین هشت میلیمتری و با هفده سال سن بن هور و جنگ ستارگان بسازیم اما زمان به ما فهماند که کجای جهان ایستاده ایم»!!
 با این حال کاری دیگر را میان برف و یخ کشنده اراک در یک روستا می سازد  این همه رنج برای یک نسخه ی هشت میلیمتری!؟ اکنون او سال18 دارد و این فیلم به او گوشزد کرد که تو از دیگران کمتر نیستی. به گفته‌ی وی آن سال ها و بعد از آن برای همیشه تنها نزدیک خلوت او سینما است  و موسیقی  باخ ،بتهوون و موتسارت.
«همیشه آرزوهایم را در انتهای مرحله ی دیگری از زندگی می دانستم. و این بار قبولی در دانشکده ی سینما و تئاتر،دانشگاه هنر تهران، اما انگار این سراب ادامه داشت».
وقتی وارد دانشکده شد پیش از آن فیلمسازی آماتور را شروع کرده بود و بچه های فیلم کوتاه کم وبیش او را می شناختند و همان وقت تازه بحث فیلمهای یک دقیقه ای راه افتاده بود و فیلم یک دقیقه ای او به نام « سه چهارم» در یونیکا به نمایش در می آمد و فیلم « سایه ی دیروز» پس از گرفتن چهار جایزه داخلی در جشنواره ی دویسبرگ و هامبورگ به نمایش در آمده بود.  اکنون او به قول خودش سرابی دیگر را مقابل خود می دید و تلاش می کرد تا از امکانات دانشکده برای فیلمسازی استفاده کند. پس نگاتیو هایی که برای تمرین کلاسی تحویل می‌گرفت به مرحله‌ی قطع نگاتیو می رساند.همیشه بچه هایی که دوره ی سینمای هشت میلیمتری را گذرانده بودند قدر نگاتیو های کهنه ی شانزده میلیمتری دانشکده ی سینما را می دانستند.
« از دید خودم نیرو و انگیزه ی عجیبی برای ساخت فیلم داشتم. تمام مدت دانشکده تلاش کردم تا بتوانم مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را قانع کنم که فیلم نامه ای را مثل همه تازه وارد ها کارگردانی کنم و هیچ وقت تا به امروز چنین چیزی میسر نشده است! نیرویی که شاید می توانست با خیر اندیشی آنها مسیر مرا هموار تر کند که نکرد».
سال 1377  با درجه ی کارشناسی ارشد از دانشکده فارغ التحصیل می شود و در همان سال عضو هیئت علمی دانشگاه اراک می شود. اکنون بیش از پانزده فیلم کوتاه ساخته است.
« کاش برای فیلمسازی می توانستیم متعادل با استعدادمان شانس  و حقوق اجتماعی داشته باشیم».
کار تدریس، فعالیت های اجرایی و حالا دیگر حتی فرصت چانه زدن برای تصویب فیلمنامه کمتر امکان دارد. این سالها همچنان فیلمسازی کوتاه ادامه دارد.
کتاب « مبانی فیلمسازی» اولین کتاب آموزش ساده و پایه ی  به فارسی است که سعی می کند علمی و در نهایت سادگی و با رویکرد کاربردی با خواننده ارتباط بر قرار کند. وی به همراه نوشتن این کتاب فیلم کوتاه دیگری می سازد به نام « گاری شکسته» .
سعید شاه حسینی اکنون دانشجوی دکترای علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. وی پس از آغاز تحصیلات  خود دو فیلم کوتاه دیگر را در سال جاری ساخته است.« باغ و بازی» و «آرامش گمشده» و می گوید:« اگر زندگی مجال دهد یک فیلم مستند و یک سریال علمی آموزشی را آغاز خواهم کرد».


فیلمنگاری و پیشینه حرفه ای از  1367تا    1387

می‌خواستم‌ بدانم.
جایی ‌برای ‌بازی.
تنهایی و راه.
ایست( انیمیشن).
سایه ی دیروز.
نبوغ.
آغاز.
سه چهارم.
نوازش.
مثل گلهای قالی.
شبهای خستگی.
امید.
روز سکوت و کار.
شب های خستگی(نسخه ی شانزده میلیمتری).
پناهگاه.
مجموعه‌ی‌تلویزیونی‌علمی‌آموزشی‌برش‌.‌
افسانه‌ی‌ستاره‌ی‌آبی.
تماس.
گره.
دانشگاه‌اراک.
نقش.
کمانچه.
چرخ.
مجموعه‌ی‌دست‌ساخته‌ها:گیوه؛‌مسگری؛قلمزنی؛سفال؛فرش؛چله‌کشی،تنه‌تابی،
رنگرزی؛نقشه‌ی‌فرش؛جاجیم؛منبت؛نگارگری؛آینه ‌کاری‌؛ سنگهای‌زینتی؛ .
نور،
سکوت و صدای آهن.
دانشگاه اراک در مسیر توسعه‌ی عمرانی.
باغ و بازی.
آرامش گمشده.

و نگارش تعدادی فیلمنامه‌ی کوتاه و بلند ساخته نشده.
شرکت در جشنواره های متعدد.
داوری تعدادی از جشنواره های داخلی.
نگارش کتاب مبانی فیلم سازی
تدریس

 

نقل شده از سایت انسان شناسی و فرهنگ http://www.fakouhi.com

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
نمی دانم آن زمانی که تکیه دولت را تخریب کردند علاقه مندان تعزیه خوانی و هنرمندان تعزیه خوان  چه حالی داشتند و چه فکر می کردند و آیا کاری هم برای آن که خراب نشود از خود نشان دادند؟ اما خوب می دانم که در زمانه من هیچ هنرمندی از خود نپرسید که چرا باید تئاتر شهر در آستانه فاجعه ای عظیم قرار گیرد. آیا خاطرات همه ما به همراه این ساختمان مدور به زیر خاک خواهد رفت. همه ما در معرض قضاوت آیندگان خواهیم بود.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
مطلب جدید رضای عزیز حال دیگری به من داد. راستی کجایند بچه های با استعداد و توانای اراک؟

http://www.sayeh79.blogfa.com/post-95.aspx اراکی ها حتماْ بخوانند.

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
پخش سري دوم مجموعه يك فيلم يك تجربه
بار ديگر فيلم‌هايي كه دوست داريم
رويكرد شبكه 4 به توليد مجموعه‌هايي با عنوان «يك فيلم ‌ يك تجربه» رويكرد جالب و جذابي است. اصولا هر رويكرد جديدي مي‌تواند جذاب باشد. سري اول اين مجموعه به تهيه‌كنندگي رضا ميركريمي از شبكه 4 به نمايش درآمد و سري دوم به تهيه‌كنندگي ناهيد دل‌آگاه. اگر يادتان باشد، مجموعه «20 شب» به تهيه‌كنندگي ارد عطارپور به توليد فيلم‌هاي مستند اجتماعي پرداخت و مورد استقبال قرار گرفت. مخاطب تلويزيون نيز با آن ارتباط برقرار كرد، چون شاهد تماشاي فيلم‌هاي مستندي بود كه براي او ساخته شده بود. از نگاهي ديگر، توليد اين مجموعه فيلم‌ها نشانگر توجه تلويزيون به اين بخش سينماست.

سري جديد اين مجموعه فرق اساسي دارد و آن هم اين كه 30 فيلم مطرح شناخته‌شده سينماي ايران با ديد كارگاهي در معرض تماشاي مخاطبان قرار مي‌گيرد. اولين و سطحي‌ترين نگاه اين است كه چرا اين همه نيرو براي ساخت مستندي درباره فيلمي كه سال‌ها از ساختش گذشته صرف مي‌شود؟ اگر آن فيلم حرفي براي گفتن داشت تاكنون حرفش را زده بود! اما نگاه حرفه‌اي و آينده‌نگرانه‌تر مي‌گويد كه اگر فيلمي مثلا در دهه 60 و 70 مورد توجه كارشناسان سينمايي قرار گرفته و خوش‌درخشيده، بايد دلايل موفقيت آن بررسي شود تا ديگران از دلايل موفقيت آن استفاده كنند. به گفته دل‌آگاه، اين سري با اين هدف ساخته شده است. چه‌بسا ممكن است پيش‌فرض‌هايي اينچنيني نيز مطرح شود كه اگر مخاطبي فيلم ماديان يا جاده‌هاي سرد را نديده باشد، تكليفش چيست؟ اين فيلم‌ها كمكي به او خواهند كرد يا نه؟ پاسخ اين است كه اين فيلم‌ها بايد مستقل عمل كنند و حرف تازه‌اي براي گفتن داشته باشند. از منظر رسانه‌اي نيز ما با رسانه تلويزيون روبه‌روييم و ناچاريم اگر مخاطب هيچ آرشيو ذهني هم نداشته باشد، با آن فيلم همذات‌پنداري كند.

جوانمرگي هنري

پرداختن به فيلم مستند و ساختار و شيوه روايتي آن به ذوق و سليقه كارگردان و نويسنده فيلمنامه آن بستگي دارد. اين نگاه روايت‌گونه جذاب مي‌تواند دلايل علي ژكان را مطرح كند كه چرا پس از موفقيت فيلم ماديان كمتر شاهد حضور پررنگ او بوده‌ايم! اين نگاه آموزنده است و پوريا رفيعي از تيتري با عنوان جوانمرگي هنري كه در يكي از نشريات مطرح شده بود استفاده مي‌كند و درباره اين فيلم مي‌گويد: از طريق اين تيتر و با اين نگاه كه چرا ژكان نتوانست موفقيتش را تكرار كند و اين كه چرا اين فيلم ماندگار شد؟ به ساخت اين فيلم روي آوردم. به نظر او، شاخصه اصلي اين فيلم سوژه جسورانه و كارگرداني طاقت‌فرساي آن است. اما به نظر ما شايد همين دليل باعث شد كه پس از آن ژكان شرايط آسان‌تري را برگزيند.

خاصيت فيلم رفيعي اين است كه براي ساخت فيلمش ژكان را به همان روستاي فيلم ماديان (بورخاني)‌ برده و از نگاه مدير توليد (اصغر هاشمي)‌ و بازيگران از جنبه‌هاي مختلف اين فيلم را بررسي كرده است. فيلم ماديان با بازي‌هاي دروني سوسن تسليمي در نقش رضوانه و حسين محجوب در نقش رحمت داراي يكي از سكانس‌هاي بي‌نظير درگيري اين زن و شوهر است. ماديان قصه زن و مردي روستايي را روايت مي‌كرد كه به دليل فقر دخترشان را با يك ماديان عوض مي‌كنند.

در نقطه كناري اين فيلم و اين‌گونه فيلم‌هاي بومي و قبيله‌اي مي‌توان به فيلم شيرسنگي ساخته مسعود جعفري جوزاني اشاره كرد كه كارگرداني آن با يوسف نيك‌فام است. او نويسنده و داستان‌نويس است و همكاري او با سازمان امور عشاير باعث شده است با فضاي فيلم‌هاي جوزاني ارتباط نزديك‌تري برقرار كند. بردشير يا همان شيرسنگي به زبان عشايري‌ها به گفته نيك‌فام فيلمنامه‌اي است كه بخوبي توانسته فرهنگ عشايري را بازتاب دهد و جايزه بهترين فيلمنامه را از جشنواره پنجم فيلم فجر از آن خود كند. نكته‌‌اي كه كارگردان مستند بردشير به آن اشاره مي‌كند، اين است كه اگر از دهه 60 و اوايل دهه 70 به عنوان اوج شكوفايي سينماي ايران نام برده مي‌شد، شما در يك فيلم مي‌توانستيد فرهنگ ايران را ببينيد، اما الان اين اتفاق در سينماي ما رخ نمي‌‌دهد!‌ او نكته ظريفي را بيان مي‌كند، نكته‌اي كه امروزه با عنوان سينماي ملي نيز مطرح مي‌شود!  وي مستندش را با نمايي از جوزاني در پشت صحنه سريال در چشم‌ باد آغاز مي‌كند. از ويژگي‌هاي ديگر اين فيلم تيتراژ پاياني آن است كه تورج زاهدي آن را خوانده است. «در مسير تندباد» نيز بعد از شيرسنگي در هفتمين دوره جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين فيلم ملي را نصيب جوزاني مي‌كند. نيك‌فام در اين فيلم با اشاره به كلاسيك بودن فيلمنامه آن، سعي كرده چالش ميان عوامل فيلم با منتقدان را بر سر تعديل شخصيت‌ها و قصه‌هاي فرعي فيلم به نمايش بگذارد. فيلم در مسير تند‌باد به ايل قشقايي مي‌پردازد. خود جوزاني درباره اين فيلم گفته است: «فيلم من قصه ايران است و شما مي‌توانيد قصه‌‌هاي مختلفي را در فيلم ببينيد....»

فرصت ديگري براي حضور

يكي از ويژگي‌هاي ساخت فيلم‌هاي تجربه‌گرايانه اين است كه فرصت حضوري ديگر را در اختيار كارگردانان و فيلم‌هايي قرار مي‌دهد كه به دلايلي در زمان خودشان فرصت ديده شدن پيدا نكردند يا به چشم نيامدند. هميشه اين دلايل هم سياسي يا دولتي نيستند، بايد ديد فيلم در چه سالي توليد و در چه شرايطي ساخته شده است؟ «ياد و يادگار» فيلم مستندي است كه تحقيق و فيلمبرداري آن به همت مصطفي رزاق كريمي و فرهاد ورهرام 10 سال به طول انجاميده است.

اين مستند با نگاه دقيق به ايران با مدت زمان 97 دقيقه بدون نريشن و البته هيچ ستاره سينمايي ساخته شده است. پيمان نهان قدرتي مستندي با نام «يادي از يادگار» را براي پرداختن به اين ويژگي‌ فيلم ساخته است و اين كه در اين مجموعه هيچ فيلم مستندي به غير از ياد و يادگار وجود ندارد.

نهان قدرتي به تلفيق حضور اين دو كارگردان و سفر آنها به يكي از لوكيشن‌هاي فيلمشان پرداخته است. او اضافه مي‌كند: تلاش كردم فيلم مانند يك كلاس آموزشي با نمايش زاويه دوربين و نور مناسب و دكوپاژ تعيين شده باشد تا نشان داده شود فيلم مستند چيزي از داستاني كم ندارد.

پشت صحنه‌ جذاب

ساخت فيلمي از چگونگي مراحل توليد فيلمي ديگر گاه به مذاق تهيه‌كننده و كارگردان آن خوش نمي‌آيد،‌ اما هميشه صحنه‌هاي توليد يك فيلم براي مخاطب جذابيت زيادي دارد و قطعا پشت صحنه فيلمي چون كلاه‌قرمزي و پسرخاله جالب خواهد بود. اميرحسين حيدري به سراغ اين فيلم و همين‌طور فيلم «قرمز» رفته. او براي پرداختن به سينماي كودك سراغ برنامه‌هاي تلويزيوني و عروسك‌گردانان رفته و براي او جالب است كه آنچه بيشتر در ذهن عوامل و مردم باقي‌مانده، اشعار اين فيلم است؛ همچنين اين‌گونه فيلم‌ها راه تحقيقات تازه‌تري را باز مي‌كنند. حيدري معتقد است: طبق آمار كساني كه در قسمت‌هاي پايين شهر زندگي مي‌كردند با پسرخاله ارتباط بيشتري برقرار كردند و قسمت‌هاي بالاتر شهر با كلاه‌قرمزي! و اين خود از ويژگي ديگر ساخت اين‌گونه فيلم‌هاست.

اما قرمز جزو فيلم‌هايي است كه طي سال‌هاي بعد از انقلاب تمام قواعد ژانر را رعايت كرده است. حيدري كه اين فيلم را با پرده آبي كار كرده، درباره انگيزه توليد مجموعه يك فيلم  يك تجربه مي‌گويد: ساخت اين‌گونه فيلم‌ها پرداختن به حاشيه‌هاست؛ اتفاقي كه در تمام دنيا در رابطه با فيلم‌هاي مطرح رخ مي‌دهد. مثلا اين كه قرار بوده امين حيايي ابتدا بازيگر قرمز باشد، نه محمدرضا فروتن و 15 دقيقه‌اش نيز از اين بازيگر باقيمانده است.

 حيدري در پايان اشاره مي‌كند: از مشكلات ما همكاري نكردن عوامل اين فيلم‌هاست، در حالي كه بيشتر اين فيلم‌ها هيچ جذابيتي ندارند مگر آن كه پشت صحنه‌شان نشان داده شود. اين در حالي است كه به تازگي جبلي و طهماسب فيلم جديد خود را با عنوان «كلاه‌قرمزي در فرنگ» كارگرداني كردند. قصه اين فيلم درباره آقاي مجري است كه در فرنگ برنامه اجرا مي‌كند و كلاه‌قرمزي بايد يك بسته پستي را به او برساند. در اين فيلم كاراكتر جديد عروسكي به نام جيمي نيز حضور دارد.

به فيلم‌ها سليقه‌اي نگاه نشود

بعد از گذشت 17 سال از ساخت فيلم موفق پرده آخر (واروژ كريم‌‌مسيحي)‌، آزاده بيزارگيتي به سراغ اين فيلم رفته تا علاقه واروژ به جهان شكسپيري (نامشخص بودن مرز واقعيت و حقيقت)‌ را نشان دهد. اين فيلم كه در بيست و پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم كوتاه نيز به نمايش درآمد، به بازنگري پروسه توليد پرده آخر مي‌پردازد. اين كارگردان كه تاكنون در برنامه‌هاي پيشگامان علمي ايران، مجله فرهنگي و هنري و مشاهير به عنوان پژوهشگر و نويسنده حضور داشته، درباره فيلم اصلاني (آتش‌ سبز)‌ نيز فيلم ساخته است. او مي‌گويد: فيلم‌هاي ما جاي نقد ندارد. ما در فيلم‌هايمان به پروسه توليد فيلم نگاه مي‌كنيم. آن فيلم مي‌تواند خوب باشد يا نه! او در فيلمش با عزت‌الله انتظامي، مهدي احمدي و مرتضي پورصمدي (فيلمبردار)‌ نيز صحبت كرده است. با اين كه آتش سبز مورد توجه منتقدان قرار نگرفت، بيزارگيتي مي‌گويد: به نظرم به اين فيلم سليقه‌اي نگاه شد. اين فيلم نمونه‌اي از اقتباس ادبي خوب از سينماي ايران است كه به ادبيات كهن ايران مي‌پردازد. او براي واقعي‌تر جلوه دادن تصاوير فيلمش به شهر بيرجند سفر كرده تا فضاي نزديك‌تري به شهر يزد داشته باشد. آتشكده ورهرام، ارگ سريز و نارين‌قلعه ميبد نيز از مكان‌هاي ديگر اين فيلم مستند است.

«كافه ترانزيت» نيز در جشنواره فيلم كوتاه امسال به نمايش درآمد؛ فيلمي ساخته و نوشته كامبوزيا پرتوي. بابك بهداد، كارگردان اين مستند مراحل شكل‌گيري فيلمنامه توسط پرتوي و همين طور حضور كارگردان در آذربايجان و يونان را نشان مي‌دهد. بهداد مي‌گويد: نكته جالب اين است كه پرتوي در اين فيلم به پيشنهاد يك تهيه‌كننده آمريكايي كه از او خواسته فيلمنامه‌اي مانند «شكلات» يا «خانه اسپاگتي» بنويسد، فيلمنامه كافه ترانزيت را مي‌نويسد كه محوريت آن پرداختن به غذاهاي ايراني است.

اي كاش ساخت اين فيلم‌ها در مجموعه‌هاي جداگانه به موضوعات مختلف نيز دسته‌بندي مي‌شد. مثلا در سري دوم يك فيلم  يك تجربه به ساخت فيلم‌هاي مستند با موضوعاتي چون بررسي زيبايي‌شناسانه فيلم‌هاي ماندگار يا بررسي بعد رعايت ژانر در آنها و... پرداخته مي‌شد. تهيه‌كننده اين برنامه مي‌گويد: ما تاريخ سينما را مرور مي‌كنيم و درباره كارگرداني و فيلمنامه آنها بازنگري صورت مي‌گيرد، چون حالا كه سال‌ها از ساخت آن فيلم‌هاي گذشته راحت‌تر مي‌توان درباره‌شان صحبت كرد و موفقيت و عدم موفقيت آنها را سنجيد.

قرار است در برنامه‌هاي آينده به تهيه‌كنندگي فيلم‌هايي با محوريت سريال‌هاي فاخر تلويزيوني و فيلم‌شناسي كارگردانان برتر سينما پرداخته شود. اين در حالي است كه توليد 3 فيلم مستند در حوزه مسائل شهري با همكاري موسسه توسعه تصوير شهري و شبكه 4 در حال نگارش و آماده‌سازي است. موضوعاتي چون آگهي‌هاي استخدام، قهرمانان ملي، هنر در ميان جوانان و... .

جام جام-۱۲/۹/۸۷

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط يوسف نيك فام  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا