|
شوقات: قصه وافسانه
|
||
|
وب نوشتهاي يوسف نيك فام |
کندوکاو در گنجینه سینمای ایران
نقد مهرزاد دانش بر فیلم مستند «بردشیر» از مجموعه یک فیلم یک تجربه
یوسف نیک فام جدا از فعالیت در حوزهی فیلم کوتاه و مستند، سابقهی داستاننویسی و پژوهش و نقد ادبی هم دارد که کتاب دستان دربارهی سیر داستاننویسی در بخشهایی از ایران از آن جمله است. معنای بردشیر در گویش محلی بختیاری همان شیر سنگی است. نیک فام برای دیدار با کارگردان «شیرسنگی» راهی مناطق جنوبی کشور شده و در کنار ساخت سریال« در چشم باد» با او گفت و گو کرده است. این موقعیت با این که شکلی ناگزیر داشته اما در عین حال منجر به قرینهسازی مفهومی خوبی شده است؛ به این ترتیب که از یک طرف فیلم شیرسنگی دربارهی مبارزهی ایرانیان با بیگانگان مهاجم است و از طرف دیگر جعفری جوزانی هم اکنون در حال ساخت بخشهای جنگی «در چشم باد» است که باز مربوط به بحث دفاع از میهن در برابر تجاوز بیگانه میشود و حالا حضورش در لوکیشن جنگی سریالش، یادآور مضمون دفاعی فیلم شیرسنگی است؛ کما این که خودش هم در اوایل صحبتهایش به این نکته اشاره دارد که«شیرسنگی محصول فضای جنگ است».
نیک فام روندی متعادل را در مستندش پیش گرفته، به این ترتیب که هم با برخی از عوامل اصلی کار گفت و گو کرده( کارگردان، تهیه کننده، بازیگران و آهنگساز)، هم با یک پژوهشگر و کارشناس مسایل قومی ناحیهی بختیاری( دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ) و هم با یک منتقد فیلم( جواد طوسی که مقایسهی خوبی بین شیر سنگی و نمونههای شاخص ژانر وسترن با تأکید بر دلیجان و جویندگان میکند و نیک فام هم با نمایش فصلهای اسبدوانی آن آثار در کنار اسبتازی فیلم جوزانی، به این مقایسه وجه بصری میبخشد) و با این روند، گزارشی کم و بیش منشوری ارائه میدهد. اما در این بین بیش از هر چیز، صحبتهای مصاحبه شوندگان است که کار را پیش میبرد و در بین گفتههای آنها نکتههایی شنیدنی میتوان یافت. رضایت نداشتن تلویحی حمید جبلی از نقش جدیاش در فیلم که نتوانست با ذهنیت قبلی تماشاگران ارتباط برقرار کند، کمبود امکاناتی که باعث مسایلی از قبیل تنوع بیانسجام نگاتیوهای دوربین فیلمبرداری و آوردن لولهی فاضلاب به عنوان لولهی نفت شده بود( در صحبتهای شجاع نوری در مقام تهیه کننده)، حضور داوطلبانه و پنهانی جبلی در نقش هنرور، خونریزی مرحوم عطاء الله زاهد موقع فیلمبرداری، خاطرات جوزانی از نمایش فیلم در خارج از کشور و تقبل هزینههای معمول توسط یکی ایرانی ثروتمند مقیم خارج، نوع رژیم لاغری اصغر همت برای آن که به عنوان جوانی هجده ساله جا بیفتد(روزی هشت هزار بار طنابزنی) تحمل علی نصیریان با دستان خیس از وضو در سرمای شبانهی دشت و... جزو همین ماجراهای جذاب است.
نیک فام جدا از مسایل درون فیلم سراغ برخی از حواشی هم رفته که از آن جمله میتوان به نخستین همایش هنر و فرهنگ عشایر ایران(شهریور 1387) اشاره کرد که در آن با نمایش بخشهایی از شیرسنگی، از جعفری جوزانی تقدیر میشود. فصلهای پایانی فیلم اختصاص به قضیهی موسیقی آن دارد که شرح فریدون شهبازیان از چگونگی ساخت آن شنیدنی است، مخصوصاً زمانی که ماجرا به تورج زاهدی میرسد تا دوباره با صدای گرمش، آواز تیتراژ پایانی شیرسنگی را بخواند و خود هم سازش را بنوازد، تکملهای شیرین بر مستندی از یک فیلم به یادماندنی.
----------------------------------
ماهنامه سینمایی فیلم، تیرماه 1388،ص 26و27.
پیشنهاد میکنم نمایش" اهل قبور" را حتماً ببینید.زمانی که کاراکترها، آمار قبرهایی را که کندهاند و با یکدیگر بر سر تعداد آنها بحث میکنند، نمایش دیدنی و بسیار جالب میشود.
اهل قبور
نویسنده و کارگردان: حسین کیانی
بازیگران: حمید رضا آذرنگ، مهدی پاکدل، الهام پاوه نژاد، شهرام حقیقت دوست، امیر رضا دلاوری، فریده سپاه منصور، سیامک صفری، علیرضا محمدی، رویا میر علمی
تئاتر شهر، تالار چهارسو، تیر و مرداد 88 ساعت 19:30
|
|